۱۳۹۰ چهارشنبه ۳ اسفند ساعت 1:36 صبح
نسخه چاپی نسخه چاپی ۱۳۹۰ هجدهم دي :تاریخ انتشار 5113 :کدخبر
ارسال به دوستان ارسال به دوستان 920 :بازدید

تئوریسین فتنه سبز مبانی فکری خود را آشکار کرد؛ تمسخر حکم امام راحل توسط شاگرد منتظری و پاسخ مستدل حجه الاسلام لنکرانی

بعد از پاسخ مستدل و جامع شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی به اعتراضات در مورد حکم ارتدال، عناصر ضد انقلاب و پناهنده ی آمریکا همچون کدیور و سروش اقدام به توهین به آیت الله فاضل لنکرانی و فرزند ایشان شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی و همچنین تمسخر اسلام پرداخته اند.
محسن کدیور از فعالان ضدانقلاب که به آمریکا پناهنده شده در نامه ای توهین آمیز به حجت الاسلام محمد جواد فاضل لنکرانی، حمایت مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی از مجازات یک ملحد و هتاک به پیامبر اسلام که اهل جمهوری آذربایجان است را مردود دانسته است.

وی به دلیل اهانت‌های بی‌سابقه به حضرت رسول اکرم، مورد نفرت مردم جمهوری آذربایجان بود. به همین دلیل، مردم آذربایجان از آیت الله العظمی فاضل لنکرانی دربارة وی استفتاء کردند و ایشان در همان زمان این شخص را محکوم به اعدام دانستند.

«رافق ناظر اوغلو تقی‌زاده» مشهور به «رافق تقی لی» عضو سابق اتحادیه نویسندگان جمهوری آذربایجان بود که پیش از این طی مقاله‌ای توهین‌آمیز به نام «عاشورا» مسجد تازه پیر باکو را بهترین مکان برای لذت‌جویی جنسی دانسته و با توصیفات پورنوگرافیک، عاشورا و مراسم عزاداری مردم آذربایجان را در سطح یک التذاذ پایین ‌آورده بود. وی در سال ۱۳۸۳ از اتحادیه نویسندگان آذربایجان اخراج شد.

کدیور که خود را به محافل بیگانه یک اسلام شناس معرفی کرده است، فتوای آیت الله فاضل لنکرانی را در ادامه فتوای امام راحل درباره سلمان رشدی و در ادعایی مضحک و غرب پسند "پیشه کردن ترور" توصیف کرده است.

این فعال فتنه همچنین آشکارا خواستار حذف حکم ارتداد در اسلام شده و گفته است، اگر بخواهیم درجهان معاصر با اهانت و تمسخر باورهای دینی مبارزه کنیم باید "تغییر دین و تبلیغ دیگر ادیان" را مشمول هیچ مجازاتی ندانیم."

این شاگرد منتظری در یک پیشنهاد جالب گفته است هتاکی به پیامبر اسلام(ص) و مقدسات را باید در دادگاههای کشور فرد هتاک رسیدگی کرد و اگر قانون آن کشور هم این هتاکی را مجاز بداند باید "در جهت تغییر قانون" تلاش کرد.

بر همین اساس شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی در نامه ای مستدل در پاسخ به شبهات کدیور نوشت: «وجوب قتل مرتد» از احکامی است که هیچ یک از فقهاء از متقدّمین و متأخرین در آن تردیدی نداشته و نیز بین شیعه و سنی مورد اتفاق است و فقط اندکی از عالمان در سال‌های اخیر در آن تردید پیدا نموده‌اند که تعداد اینها به اندازه انگشتان یک دست هم نیست و قابل مقایسه با صدها فقیه برجسته از قدماء و متأخرین نیستند.

این حکم با توضیحاتی که خواهیم داد به عنوان یک حکم ضروری دین تلقی می‌شود و اهل اجتهاد می‌دانند که در ضروریات، اجتهاد راه ندارد.

از آیه شریفه ۵۴ سوره مبارکه بقره می‌توان استفاده نمود که مرتد مستحق قتل است؛ «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَکُمْ بِاتِّخَاذِکُمْ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بَارِئِکُم» کثیری از بنی اسرائیل بعد از نجات از فرعونیان و غلبه بر آنان و رفتن حضرت موسی به کوه طور برای گرفتن الواح، به پرستش گوساله سامری روی آوردند و از توحید خارج شدند و بعد از اینکه حضرت موسی به آنان فرمود شما به سبب این انحراف به خود ظلم کردید و باید توبه کنید و خودتان را به قتل برسانید.

و مقصود از این «قتل» کشتن نفس و مبارزه با نفس و هواهای شهوانی نیست بلکه مقصود همان قتل حقیقی یعنی ازهاق روح است. روشن است که مسئله قتل از طرف خداوند تبارک و تعالی مطرح شده است و علت آن ارتداد بنی اسرائیل آن هم بعد از ملاحظه آن همه معجزات و آیات الهی بود

ز این آیه شریفه استفاده می‌شود؛ اولاً: ارتداد در میان قوم یهود،‌ موضوع برای قتل است و مجازات چنین امری قتل است. و ثانیاً: با توجه به جریان استصحاب احکام شرائع سابقه می‌توان این حکم را در شریعت اسلام هم ثابت بدانیم و مسئله نسخ را کنار بگذاریم. آری اگر کسی این استصحاب را نپذیرد، فقط باید به همان مطلب اول اکتفا کند، اما همین مقدار برای تقریب مدعا کافی است.

آلوسی در تفسیر روح المعانی ۱/۲۶۰ آورده است که قتل؛ یا توبه این گروه خاص بوده است یا توبه مرتد به نحو مطلق در شریعت موسی (ع) (توبتهم هو القتل اما فی حقهم خاصة أو توبة المرتد مطلقاً فی شریعة موسی(ع)).

در ذیل آیه شریفه از حضرت علی(ع) نقل شده که بنی اسرائیل از حضرت موسی ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ سؤال کردند که توبه ما به چه کیفیتی است؟ حضرت موسی فرمود: باید کسانی که گوساله پرستی کردند هر کدام دیگری را به قتل رسانند به طوری که برخی برادر و پدر و فرزند خود را به قتل رسانند تا اینکه از ناحیه خداوند امر آمد که این کار را متوقف کنید. (به تفسیر الدر المنثور مراجعه شود)

کسانی که مدعی هستند روح قرآن با چنین حکمی سازگاری ندارد باید پاسخ دهند که:
اولاً: چگونه چنین ادعای بزرگی را دارند و ادعای آشنایی با روح قرآن بسیار سنگین و بزرگ است و اساساً چنین مطلبی خارج از شیوه استدلال است و به عبارت دیگر به چیزی تمسّک نموده‌اید که قابل اخذ نیست و در مقابل ما می‌توانیم ادعا کنیم که روح قرآن با این حکم سازگاری دارد و بالأخره تمسّک به روح دلیلی است بی‌روح و برای هیچ طرف نافع نیست.

ثانیاً: اگر در آثاری که قرآن کریم بر مرتد مترتب نموده است دقت کنیم به خوبی می‌فهمیم که مرتد استحقاق مجازات بسیار شدید دنیوی دارد. در قرآن کریم هشت اثر برای مرتد ذکر شده است:

اثر اول: حبط اعمال در دنیا و آخرت.
اثر دوم: در آخرت جزء زیان‌کاران است و هیچ راهی برای او نیست.
اثر سوم: مورد مغفرت خداوند واقع نمی‌شود.
اثر چهارم: توفیق هدایت الهی از او سلب می‌شود «کَیْفَ یَهْدِی اللَّهُ قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إِیمَانِهِمْ».
اثر پنجم: داخل در جهنم می‌شود.
اثر ششم: در آتش جهنم خلود دارد.
اثر هفتم: شیطان عمل زشت را برای آنها آراسته می‌کند و آنها را گرفتار آرزوهای طولانی می‌کند.
اثر هشتم: لعنت خدا و ملائکه و همه مردم تا قیامت بر مرتد است «أُوْلَئِکَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ».

این آثار دلالت دارد که ارتداد از نظر قرآن گناه است، آن هم گناه کبیره و نیز از اشد کبائر است.

آیا با وجود این همه آثار شدید اخروی و برخی دنیوی، می‌توان پذیرفت که روح قرآن با استحقاق مجازات شدید دنیوی مرتد سازگاری ندارد؟

کسانی که از آزادی و احترام به هر گونه افکار و عقاید دیگران سخن می‌گویند، چگونه این آثار شدید اخروی ارتداد را می‌توانند توجیه کنند؟

به عبارت دیگر بر طبق این افکار ارتداد نه قابلیت دارد که موضوع برای مجازات دنیوی قرار گیرد و نه صلاحیّت موضوع واقع شدن برای مجازات اخروی.

این افراد ارتداد را به عنوان آزادی فکر و یک حق بشری مطرح می‌کنند و در نتیجه هیچ گونه قبحی نباید در آن تصویر نمایند و با نبود قبح نه قابلیت مجازات دنیوی را دارد و نه اخروی و در نتیجه مجازات‌های اخروی ارتداد را هم باید منکر شوند و اگر بگوئید قبح آن را فی نفسه می‌پذیریم، دیگر چه استیحاشی از مجازات دنیوی دارند.

بنابراین می‌توان گفت بین آثار شدیدی که در قرآن کریم بر مرتد ذکر شده است و مجازات دنیوی او یک ملازمه قهری و عادی وجود دارد و آنچه که از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) نسبت به قتل مرتد وارد شده است می‌تواند مستفاد از همین ملازمه باشد. به این معنی که اینان چنین ملازمه‌ای را از آیات ارتداد استفاده نموده‌اند.

بعد از پاسخ مستدل و جامع شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی به اعتراضات در مورد حکم ارتدال، عناصر ضد انقلاب و پناهنده ی آمریکا همچون کدیور و سروش اقدام به توهین به آیت الله فاضل لنکرانی و فرزند ایشان شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی و همچنین تمسخر اسلام پرداخته اند.

این در حالی است که محسن کدیور خود و همفکرانش را پیروان حقیقی خط امام و شاگرد ایشان معرفی می کند و همزمان اقدام به تمسخر حکم امام در مورد سلمان رشدی و زیر سوال بردن ایشان کرده است.

برگرفته از عصر امروز

اخبار مرتبط با این خبر

ردیفتیترتاریخ
1 تمسخر حکم امام راحل توسط شاگرد منتظری و پاسخ مستدل حجه الاسلام لنکرانی ۱۳۹۰ يکشنبه ۱۸ دي
2 180 درجه چرخش كروبی به روایت آقای مشاور! ۱۳۸۹ پنج شنبه ۲ دي
3 «فتنه منتظری» در راه است ۱۳۸۹ سه شنبه ۳۰ آذر
4 همدردی مجاهدین خلق با پسر منتظری ۱۳۸۹ دوشنبه ۱۵ آذر
5 طراحی سناریوی ضدانقلاب برای سالگرد منتظری ۱۳۸۹ شنبه ۱۳ آذر
6 مجمع روحانیون با آمدن خاتمی دیگر ضدآمریكایی نبود ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۵ آبان
7 انتقام فتنه گران از نوه امام عملی شد! ۱۳۸۹ دوشنبه ۲۶ مهر
8 انتقاد آیت الله هاشمی از جفای اطرافیان منتظری ۱۳۸۹ يکشنبه ۲۵ مهر
9 استقبال قتنه‌گران از توهین پسر شیخ ساده‌لوح به بیت امام ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۰ مهر
10 پسر منتظری:امام خمینی اشتباه کرد!! ۱۳۸۹ پنج شنبه ۱۵ مهر
11 وجود اختلاف بین شیخ یوسف صانعی و فرزند منتظری ۱۳۸۹ جمعه ۱۵ مرداد
12 ماجرای رد قائم مقامی مرحوم منتظری توسط آیت الله بهاءالدینی ۱۳۸۹ پنج شنبه ۲۴ تير
13 تلاش صانعی برای انتقال دفتر خودش و منتظری به کاشان ۱۳۸۹ دوشنبه ۲۱ تير
14 خاطره ای از دستگیری شهید محمد منتظری ۱۳۸۹ چهارشنبه ۹ تير
15 تلاش بیت منتظری برای مرجعیت آقازاده ۱۳۸۹ يکشنبه ۳۰ خرداد
16 رادیو فردا:دفتر آقای منتظری در قم پلمپ شد ۱۳۸۹ دوشنبه ۲۴ خرداد
17 حمله نوه منتظری به دانشجوی دانشگاه شریف ۱۳۸۹ يکشنبه ۲۳ خرداد
18 داستان دل پرخون ۱۳۸۹ يکشنبه ۱۶ خرداد




تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است




نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: