بیست و نهم تیرماه یادآور پیام استقامتی بود که امام خمینی پس از یک جنگ هشت ساله آن را سرودند و در تاریخ آیندگان ثبت کردند. منش، راهبرد، صداقت و محتوای پیام مذکور به صورتی است که پس از 23 سال هنوز از جانمایهای قوی برای مدلسازی در درون حاکمیت و تمثیلی برای «مصلحت نظام» برخوردار است. آنچه امام راحل در آن روز انجام داد، مبتنی بر عقلانیت سیاسی و دینی بود چرا که وی حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران را از اوجب واجبات و از نماز نیز واجبتر میدانستند: «اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم». اینکه چرا پیام پذیرش پایان جنگ توسط امام به عنوان «منشور استقامت» لقب میگیرد، جای بسی تحلیل دارد. اگرچه امام تأکید میکند که به صلح پایدار فکر میکند اما ذرهای وادادگی در مقابل دشمنان در این پیام یافت نمیشود. مخاطبان امام در منشور استقامت سه دستهاند: دسته اول اهل جبهه و جهاد که امام از آنان میخواهد «تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابیتان را در سینهها نگه دارید و با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست». امام غرور آنان را غروری مقدس خواندند و فرمودند: «خداوندا این دفتر و کتاب شهادت را همچنان روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن». امام برای وارثان خون شهادت باز بودن باب آن را طلب کردند تا در فردای انقلاب اسلامی مشتاقان شهادت همچون صیاد، آوینی،لاجوردی، کاظمی و ... از این باب باز عبور نمایند.
دسته دوم «قاعدین کوتهنظر دیروز و مدعیان بیهنر امروز» بودند که امام از فرزندان انقلاب خواستند که اجازه ندهند آنان به صحنهها برگردند. امام به این دسته که جان و مال و فرزندان خویش را از آتش حادثه دور نگه داشتند، هشدار دادند که از معامله با خدا طفره رفتهاید و خسارت و حسرت آن را در روز واپسین خواهید چشید: «بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگ جنگ شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند».
اما امام صرفاً آنان را به حسرت قیامت وعده ندادند و با صراحت خواستند که آنان «نباید به صحنهها برگردند». این همان چیزی بود که اعضای حزب مشارکت و مدعیان امام با شعار دروغین «ایران برای همه ایرانیان» به سخره گرفتند و با آنهایی که بیتفاوت یا انتقادکننده و پرخاشگر گذشتند (اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی) پالوده خوردند و ...
دسته سوم مورد عتاب امام، دشمنانی بودند که هشت سال تمام با ملت بزرگ ایران جنگیده بودند و گمان میکردند که پذیرش اتمام جنگ به معنی زوال و وادادگی و ذلتطلبی است. آنان شنیده بودند که امام با فرزندان دفاع مقدس پیمان بسته است تا آخرین نفس بجنگد اما نمیدانستندکه مصلحت نظام از دیدگاه امام یعنی چه؟ امام عزت عاشورایی خویش را به رخ آنان کشیدند که «اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زندهزنده در شعلههای آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمیکنیم».
خروش عاشورایی امام توسط دشمنان جدی گرفته نشد و شش روز پس از این پیام مهم به حساب تمام شدن کار جمهوری اسلامی گروهک رجوی را روانه مرزهای غرب کشور کردند و بیش از 1200 نفر از آنان به دست سپاه اسلام به هلاکت رسیدند تا ثابت شود که مصلحت نظام از دیدگاه خمینی کبیر معادل استیصال و درماندگی نیست.
امام جنگ تحمیلی را امتحان الهی دانستند و برای آیندگان پیشبینی امتحانهای دیگری را کردند: «آری دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت و فردا امتحان دیگری است که پیش میآید». آیا فتنه 1388 پیشبینی امام از امتحان آینده نبود. قطعاً امتحان مد نظر امام از سطحی همتراز با امتحان دفاع مقدس هشت ساله برخوردار است. آیا ملت ایران فتنه 1388 را معادل نبرد هشت ساله نمیداند؟ از قضا جمله معروف امام که «من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد».
در پایان جملاتی عنوان میشود که امام امتحان آینده الهی را در آن یادآور میشوند. امام معتقد بود که در امتحانات باید به رضای الهی گردن نهیم: «اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز این چنین بود و خواهد بود». امام وعده میدهند که ملت ایران در آینده نیز این چنین خواهد بود. بعد از 21 سال ملت ایران ثابت کردند که همانگونه که امام پیش بینی کرده است، ماندهاند. قیام 9 دی 1388 سند این مدعا و آن پیشگویی امام است.
اخبار مرتبط با این خبر