پایگاه اطلاعرسانی جام نیوز با انتشار گزارشی درباره اظهارات هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با سایت دیپلماسی ایرانی نوشت: سخنان هاشمی رفسنجانی كه با استقبال گستردهای از سوی رسانههای خارجی و سایتهای ضدانقلاب مواجه شد، مانند اظهارات دوپهلوی او در دو سال گذشته بهانه كافی را به دشمنان نظام و رسانههای وابسته به آنها داد تا سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی را مورد حمله قرار دهند.
آنچه در ذیل میآید، گزیده سخنان آقای هاشمی رفسنجانی با سایت دیپلماسی ایرانی است:
- دو حادثه خیلی مراتكان داد یكی ماجرای فاو و دومی حذف آقای منتظری بود كه هر كاری برای جلوگیری آن كردیم نشد.
- برخوردی كه با ملك عبدالله داشتم مقداری از یخهای روابط ما را شكست.
- رابطه ما با كشورهای همسایه، تیره شده است.
- ما در ایران در پاسخ به مواضع نرم آمریكا، كمی تلخ جواب می دادیم كه تابع سیاست های رهبری بودیم، البته من ملایمت میكردم!
- شعارهای ما با فلسطینیان و حزبالله لبنان تفاوتی نمیكرد ولی در عمل بر اساس دیپلماسی رفتار میكردیم!
- من نمیتوانم زیاد حرف بزنم!
- مسئولان در اتخاذ مواضع در سیاست خارجی به منافع ملی كمتر توجه میكنند.
- به خاطر بعضی از مسائل داخلی رابطه با عربستان را در جامعه مخدوش جلوه میدهند.
- آقای متكی گفت: "تحت فشار از قول آقای ری شهری دروغ گفتم ".
- برخی برای كمرنگكردن آثار سفر من به عربستان، روابط خارجی را مخدوش میكنند.
- مسئولین حتی در سفر به آمریكا با شارون و بوش عكس یادگاری میگیرند.
سخنان آیتالله هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با سایت دیپلماسی ایرانی، در بردارنده نكاتی قابل تامل بود:
نكته اول آقای هاشمی در ابتدای صحبتهای خود میگوید: "حذف آقای منتظری از قائم مقامی اتفاق بدی بود و من برای جلوگیری از آن هر كاری كه لازم بود، كردم اما نشد. "
این سخنان در حالی است كه نظر صریح امام خمینی (ره) از ابتدا عدم انتخاب آقای منتظری و پس از مواضع غلط وی و نفوذ كامل جریان انحرافی وقت به بیت ایشان عزل وی بود و طی نامهای در تاریخ 6/1/68 این مطلب را برای ثبت در تاریخ و اطلاع همگان اعلام كردند و آقای هاشمی از این نظر صریح امام از ابتدا كاملاً مطلع بود با این حال چگونه ایشان ادعا میكند عزل آقای منتظری اتفاق بدی بوده است!
اینكه ایشان در این مورد میگوید: "من مخالف با حذف آقای منتظری بودم "، ظاهرش نشاندهنده مخالفت صریح و عملی ایشان با نظر حضرت امام (ره) است؛ گرچه معنای بعید دیگری نیز از آن برداشت میشود.
نكته دوم اینست كه ایشان در چند جای مصاحبه ادعا میكند روابط ما با كشورهای همسایه تیره و تار است؛ در حالیكه روابط فعلی ایران و عراق در طول تاریخ بیسابقه بوده است. سفرهای متقابل و پی در پی مقامات ایران و عراق به كشورهای یكدیگر (از جمله خود آقای هاشمی) نمونه بارزی از روابط درخشان ایران با همسایگانش است. رابطه ایران با تركیه، قطر، امارات، افغانستان، پاكستان و كشورهای آسیای میانه نیازی به توضیح ندارد.
اما اشاره آقای هاشمی به مسأله عربستان و اتهامات ایشان به دولت مبنی بر مقصر بودن در تیرگی روابط ایران با این كشور نیز قابل تامل است؛ ایشان در این مصاحبه میگوید: روابط ایران و عربستان تیره و تار گردیده و دولت در این مسأله با اتخاذ مواضع تند به منافع ملی كمتر توجه میكند و این موضوع برای ایشان بسیار تلخ میباشد.
البته ناگفته پیداست ایران همیشه سیاست خارجی خود را بر اساس 3 اصل عزت، حكمت، مصلحت و استراتژی طراحی شده از سوی امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری تنظیم میكند. در رابطه با عربستان نیز به واسطه همراهی تمام عیار این كشور با سیاستهای آمریكا و رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه، مخالفت صریح مقامات آن با بیداری اسلامی در منطقه، حمایتهای تمام عیار اطلاعاتی و مالی از گروهكهای تروریستی مخالف جمهوری اسلامی مثل گروهك تروریستی ریگی، اعزام گروههای تروریستی به عراق و سوریه و حمایت همه جانبه از این گروهها و فتنهانگیزی در این دو كشور و از همه مهمتر اشغال نظامی كشور بحرین و سركوب و قتل عام شیعیان، روابط ایران و عربستان تیره شد و مشخص است مسئولان نظام خواهان تیرگی روابط نبودند.
جالب است كه جمهوری اسلامی به واسطه حمایت از خواستههای بر حق مردم مظلوم بحرین، مورد اتهام رسانههای غربی و منطقهای وابسته به آنها شد؛ حال سؤالی كه مطرح میشود اینست كه چرا آقای هاشمی تاكنون از مردم مظلوم بحرین حمایت قاطع و صریحی انجام ندادهاند و هنوز حاضر نشدهاند رژیم عربستان را به خاطر اشغال نظامی این كشور و قتل عام شیعیان، صریحاً محكوم كنند.
اما نكته سوم این مصاحبه؛ آقای هاشمی در این مصاحبه اعتراف میكند نظر صریح رهبری عدم عدول از شعارهای اساسی نظام و سیاستهای انقلاب در برابر آمریكا بوده است و لیكن آقای هاشمی از این مواضع عدول كردهاند تا جایی كه خودشان اذعان دارند: "ما در ایران پاسخ آمریكا كمی تلخ جواب میدادیم كه تابع سیاست رهبری بودیم البته تا آن مقدار كه من ملایمت میكردم، آنها جلو میآمدند و شاید اگر با آمریكا هم مثل اروپا رفتار میكردیم، مشكلات كمتری برای ما پیش میآمد. "
حال سؤال اساسی از ایشان اینست كه آیا این كار شما مخالفت عملی با ولایت فقیه نبوده است؟ در حالیكه ولی فقیه به عنوان نگهبان و چشم بیدار انقلاب استراتژی مقابله با آمریكا و عدم نرمش در برابر استكبار را اتخاذ كردهاند، شما با چه مجوزی با ایشان مخالفت كرده و با اجتهادات خود سیاست خارجی را پیش میبرید؟ این خود محوری چه معنایی دارد؟
نكته چهارم؛ ایشان مدعی است مسئولان فعلی دولت حرفهای عجیب و غریبی زدهاند و در سیاست خارجی در برخی مسائل تندروی كردهاند و مدعی دوستی با ملت اسرائیل شدهاند. آیا ادعای یك نفر منحرف نفوذ كرده در دولت، مواضع دولت و نظام حساب میشود؟ قضاوت در این مورد را به افكار عمومی واگذار میكنیم.
ایشان در حالی مدعی است سیاست فعلی نسنجیده و تند است كه معنای این ادعای مبهم ایشان قابل درك نیست؛ آیا سیاست خارجی فعلی و نتایج درخشان آن در مقابله با زیاده خواهی و سلطهطلبی استكبار و كشورهای غربی نسنجیده است؟ شاید موفقیتهای نظام در برنامه هستهای، تلاش مسئولان كشور برای شتاببخشی به بیداری ملتهای منطقه، مواضع قاطع ایران در جنگ 33 روزه لبنان و جنگ 22 غزه وحمایت از پیروزی شیعیان در عراق، نتایج سیاستهای نسنجیده دولت است؟!
به نظر میرسد ظاهراً هدف از انتشار این مصاحبه با این ادبیات خاص در زمان كنونی و مصاحبههای دیگری كه ممكن است در راه باشد، دو امر است: اول اینكه در آستانه انتخابات، زیر سؤال بردن سیاستهای كلی نظام، جایگزین كردن مسائل فرعی به جای مسائل اصلی و ایجاد جنگ رسانهای داخلی و بحران تصنعی در داخل كشور و سوار شدن بر روی موج آن و میدانداری كردن و در نهایت خود را ناجی كشور جلوه دادن باشد.
به نظر میرسد هدف دوم از این سخنان، پیام به آمریكا و غرب است كه اگر خواهان تعامل و مذاكره با نظام هستید، به جای جریان انحرافی بهتر است با طرفهای اصلی رو به رو شوند.
اخبار مرتبط با این خبر