به گزارش ثانیه نو به نقل از فارس مدتی است كه پخش نشدن دعای ربنا با صدای محمدرضا شجریان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و در لحظات افطار به دغدغه اول و سوژه داغ برخی رسانهها مبدل شده است.
اگر نگاهی گذرا به تیترهای خبری این رسانه بیندازیم خواهیم دید دهها تحلیل و تفسیر و یادداشت در چرایی پخش نشدن ربنا نوشتهاند و یادداشتهای رنگارنگ فراوانی در تعریف و تمجید از این خواننده موسیقی سنتی بیان كردهاند و به نوعی از رسانه ملی خواستهاند این اثر را در شبكههای رادیو و تلویزیون برای مردم پخش كند، اما در لابهلای تمامی یادداشتهای نوشته شده نكتهای كه پنهان مانده و یا نویسندگان سعی در پنهان نمودن اصل ماجرا داشتهاند، دلایل اصلی پخش نشدن صدای شجریان است كه در گزارش تحلیلی پیش رو به واكاوی این موضوع خواهیم پرداخت.
*در اردوگاه دشمنان تابلودار
در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری سال 1388، محمدرضا شجریان به عنوان خوانندهای مطرح شكوه و شكایت خود را به دامان بیگانگان برد و با مصاحبههای متعددی كه با شبكههای بیگانه انجام داد، خود را كاملا در اردوگاه دشمنان تابلودار نظام جمهوری اسلامی قرار داد.
مصاحبههای شجریان با بیبیسی فارسی، صدای آمریكا، سیانان، تلویزیون استرالیا و ... به خوبی نشان داد كه شجریان هیچگونه اعتقادی به مبانی اصلی نظام جمهوری اسلامی كه بر آمده از خواست و اراده عمومی ملت ایران است ندارد، به گونهای كه در مصاحبه تیرماه سال 1388 با شبكه بیبیسی فارسی به نوعی مواضع دولت دهم را به انتقاد گرفت و هتاكیهای فراوانی را نثار شخص رییس جمهور قانونی مردم ایران كرد. وی در مصاحبه دیگر با همان شبكه كشور بریتانیا این بار نه رییس جمهور بلكه مستقیما حضرت امام خمینی (ره) آن یار سفر كرده را در تیررس سخنان نسجیده خود قرار داد و از این كه صدایش بر تصاویر پیاده شدن امام راحل از هواپیما در سال 1357 از تلویزیون پخش میشود به شدت انتقاد كرد و اعلام كرد كه من این آهنگ را برای ایشان نخواندهام!
با مروری بر سخنان شجریان با رسانههای ضدانقلاب و مخالف جمهوری اسلامی شاید بهتر بتوان به عمق تفكر ضدانقلابی این خواننده موسیقی سنتی پی برد.
شجریان در سال 1388، روز 15 شهریور ساعت 20 به وقت تهران در گفتوگوی مستقیم با شبكه تلویزیونی صدای آمریكا و در برنامه دو روز اول گفت: «واقعا این انتخابات نباید نتیجهاش به این شكل در میآمد. من فكر نمیكنم اینها بعد از این بتوانند مملكت را اداره كنند، فقط میتوانند كنترل كنند و كار دیگری نمیتوانند بكنند!»
شجریان در همین مصاحبه در پاسخ به سؤال یكی از بینندگان صدای آمریكا كه از او پرسید آیا اگر در تهران هم بودید حاضر به انجام با صدای آمریكا میشدید، میگوید: «بله، اگر در تهران هم بودم این مصاحبه را میپذیرفتم.»
مجری برنامه رضا فرهودی هم با زیركی تمام در لابهلای سؤالات هنری و موسیقی، مسایل سیاسی را نیز مطرح میكرد كه به گفته كارشناسان، صدای آمریكا بهترین بهرهبرداری را از شجریان در راستای مقاصد ضد ایرانی خود برد.
مصاحبه شجریان با صدای آمریكا نشان داد كه این خواننده كه قرار است متعلق به همه مردم باشد اینك از یك طرف به عروسك خیمه شب بازی دشمنان نظام و انقلاب اسلامی مبدل شده و از طرف دیگر به تریبونی برای مقاصد آشوبطلبان بدل گردیده است.
اما این همه ماجرای شجریان نبود، بلكه او راه جدیدی را آغاز كرد كه مصاحبه با بیبیسی، سیانان و شبكه تلویزیونی استرالیا به نوعی چهره پنهانی خود را به خوبی نشان داد.
* شجریان: هراسی از زندان ندارم
مصاحبه شجریان با بیبیسی فارسی و در برنامه مستند «پژواك روزگار» لایههای انحرافی دیگری از افكار وی را برای همگان مشخص كرد.
وی كه در پژواك روزگار با صادق صبا، عامل صهیونیستی در شبكه تلویزیونی استعمار پیر گفتوگو میكرد كاملا نشان داد كه هیچگونه اعتقادی به انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایران كه بر آمده از خواست و اراده ملت بزرگ كشورمان است ندارد. انقلابی كه در به ثمر رسیدن آن هزاران هزار خون پاك جوانان به پای آن ریخته شد و جنگ تحمیلی هشت ساله و رشادتهای متعدد مردم در ایستادگی های نهال انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) را پشت سر خود دارد.
این مصاحبه كه روز یكشنبه بیستوششم اردیبهشت ماه سال جاری 1389 از شبكه بیبیسی فارس پخش شد شجریان را چهرهای ضدانقلاب و مخالف صددرصد جمهوری اسلامی نشان داد.
بخشی از سخنان شجریان با بیبیسی فارس را بخوانید: «حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم ولی دور و بر من همهاش افرادی بودند كه گرایش سیاسی و چپی داشتند و مجبور بودم توی آن بچهها باشم، چون اطراف من همه سیاسی حرف میزدند»
شجریان در اعتراض به پخش تصویر مبارك امام خمینی (ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» به بیبیسی فارس میگوید: «آن آهنگ یك حالت رستاخیزی را در جامعه نشان میدهد اما دیدم كه اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان میدهند كه دارد از پلههای هواپیما پایین میآید، خب من این آهنگ را برای ایشان نخواندم كه! و دیدم كه صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگهای من سؤاستفاده اینجوری میكنند.»
شجریان در بیان گوشه دیگری از اعتقادات خود به حكومت اسلامی ایران در پاسخ به سؤال خبرنگار بیبیسی درباره دلایل اجرای اثر «بیداد» كه در سال 1361 اجرا شده، میگوید: «بعد از چهار سال از به ثمر رسیدن انقلاب دیدم كه قولهایی كه داده شد كو؟ چرا دروغ گفتند و ... من هم خواندم یاری اندر كس نمیبینم یاران را چه شد»
شجریان در ادامه همین مصاحبه در پاسخ به صادق صبا رییس بخش فارسی بیبیسی كه از او میپرسد اصولا نگران نیستید كه حكومت ایران بخواهد با شما برخورد كند یا شما را بازداشت كنند، میگوید: «نه، چه برخوردی بكنند؟ اصلا از زندان و بازداشت هراسی نیست!»
شجریان در همان مصاحبه مدعی میشود كه در جامعه ایران یك خشم فرو خورده علیه جمهوری اسلامی وجود دارد و معقتد است كه مردم و حكومت در برابر یكدیگر ایستادهاند.
با این حال اگر محمدرضا شجریان و مواضع سیاسی او تا قبل از این مصاحبه، انتقاد به دولت دهم محسوب میشد، اما اظهارات صریح و بیپرده او در مستند پژواك روزگار در بیبیسی فارسی به خوبی نشان داد كه مشكل ایشان فقط روی كار آمدن دولت دكتر محمود احمدینژاد نیست بلكه او از ابتدا نیز با اصل جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه مخالف بوده و در این مدت شاید فرصت اعلام مواضع صریح خود را نیافته است.
البته تناقضگوییهای فراوانی هم در نظرات شجریان در این برنامه وجود دارد. محمدرضا شجریان در گفتوگو با بیبیسی توضیح میدهد كه در زندگیاش هیچگاه گرایش سیاسی خاصی نداشته ولی میگوید كه همیشه با خواستههای مردم برای آزادی و دموكراسی همسو بوده است، یعنی از یك طرف خود را خارج از چارچوبهای تعریف شده سیاسی به حساب میآورد و از طرف دیگر تندترین انتقادات خود را به رئیس جمهور و نظام جمهوری اسلامی بیان میكند.
* گریه شجریان پشت دوربین شیطان بزرگ
محمدرضا شجریان با در آمیختن هنر موسیقی سنتی و آواز با سیاست آن هم از نوع اپوزیسیون خارجنشین ضدانقلاب به ریزش هواداران خود دامن زد، به گونهای كه گفته میشود خیل عظیمی از طرفداران خود را با مواضع ضدانقلابی از دست داده است.
محمدرضا شجریان در روز یكشنبه بیستوسوم خرداد 1389 و به مناسبت سالگرد بیستودوم خرداد سالگرد شكست فتنهگران از ملت ایران، اینبار با شبكه تلویزیونی سیانان به گفتوگو پرداخت و در جلوی دوربین تلویزیون شیطان بزرگ گریه كرد و علیه جمهوری اسلامی ایران مواضع تندتری اتخاذ نمود.
شجریان به سیانان گفت: «در طول 31 سال گذشته حتی یك هفته یا یك روز هم احساس شادی نكردم!»
وی با سیاهنمایی از وضعیت داخلی ایران مردم را اقشاری بدبخت و بیچاره ترسیم كرد كه گرفتار رژیم دیكتاتوری شدهاند.
شجریان به سیانان گفت: «من هر جای دنیا كه میروم و میبینم كه مردم خوشحال و شاد هستند دوست دارم، ولی در كشور خودم وقتی میبینیم یك زن بدون پشتیبان در كنار خیابان مجبور به سیگارفروشی است ... من این صحنهها را نمیتوانم ببینم.... (و اشك شجریان جاری میشود.)
شجریان در گفتوگو با سیانان، هنر را ابزاری سیاسی علیه حكومتها و خصوصا جمهوری اسلامی ایران میداند و میگوید: «هنر در ذات خود یك نوع اعتراضه، برای همین حكومتها، وقتی هنر پا به عرصه تقابل میگذاره از اون وحشت دارند و میترسند!...»
* شجریان در تلویزیون استرالیا: باید دین از سیاست جدا شود!
دامنه مصاحبههای شجریان با رسانههای ضد انقلاب هر روز وسیعتر و گستردهتر میشود تا جایی كه پای جناب شجریان حتی به شبكه اس. بی.اس استرالیا هم باز شد و این بار استاد آواز ایران پا را از سیاست هم فراتر نهاد و مستقیما دین ملت مسلمان ایران را نشانه گرفت و خواستار جدایی دین از سیاست شد. همان شعاری كه سالهای سال است دشمنان بیرونی و برخی فریب خوردگان داخلی آن را تكرار میكنند.
شجریان در تلویزیون استرالیا گفت: «30 سالی است كه مذهب در سیاست وارد شده و حكومت را به دست گرفته و نتیجه بسیار بدی داشته است! و همه! به این باور رسیدهاند كه باید دین و مذهب از سیاست جدا شود...»
شجریان در پاسخ به سؤال خبرنگار شبكه تلویزیونی اس.بی.اس استرالیا درباره این كه با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانههای سیاسی خود آیا قصد دارد با این كارها با جمهوری اسلامی دهنكجی كند، میگوید: «آنها راه خودشان را میروند و میگویند قوانین الهی است و قابل تعویض نیست ... آنها كار خودشان را میكنند و ما هم كار خودمان را میكنیم.»
دیدگاهها و اظهارنظرهای محمدرضا شجریان علیه دین و مذهب و نظام جمهوری اسلامی و رییسجمهور قانونی در رسانههای ضدانقلاب، آنچنان با آب و تاب تمام پخش میشد كه گویی شجریان هنر خود را مدیون غربیها است. این در حالی است كه كه اگر زندگی شجریان از آغاز تاكنون را مرور كنیم خواهیم دید كه در سالهای آغازین انقلاب اسلامی سال 1357 او در یك منزل استیجاری در یكی از نقاط تهران زندگی میكرد. طبق گفته خودش در گفتوگو با بیبیسی فارسی، برنامه مستند پژواك روزگار - اما اینك او به عنوان یكی از مردان ثروتمند ایرانی محسوب میشود.
كارشناسان امور فرهنگی و هنری معتقدند كه شجریان تمامی ثروتهای هنری و مادی و معنوی خود را مدیون انقلاب اسلامی است، چرا كه با وقوع انقلاب 1357 بساط بسیاری از خوانندگان كوچه بازاری و سنتی برچیده شده و در واقع میدان فعالیت به دست شجریان و یكی دو نفر دیگر افتاد و صدا و سیما نیز در معرفی او به مردم نقشی بهسزا ایفا كرد.
* ربنای شجریان چرا پخش شود؟
با سیری كه در مواضع یكسالونیم اخیر محمدرضا شجریان داشتیم و بخشهایی از گفتوگوها و دیدگاههای صریح وی درباره سیاست و مذهب را بیان كردیم، حال جای این سؤال اساسی باقی است، فردی كه هیچگونه اعتقادی به نظام جمهوری اسلامی ندارد چرا و به چه دلیلی باید صدای او از رسانه ملی پخش شود؟
شجریانی كه با مواضع ضد انقلابی خود به نوعی وطن فروشی را در رسانههای جهان به عینه به نمایش گذاشت و در هر كشوری و در هر رسانهای طبل رسوایی جمهوری اسلامی را به زغم خویش نواخت و حتی اوج بیاعتقادی خود را به امام امت، آن مراد ملت ایران نشان داد، چه ضرورتی دارد كه صدای چنین فردی كه با صراحت به باورهای اعتقادی مردم ایران تاخته است، اینك در پای سفره ارزشمند افطار پخش شود و به راستی چرا باید ملت ایران با صدای فردی كه به ارزشهای آنها خیانت و توهین كرده است، روزه خود را افطار كنند؟
در یكی از یادداشتهایی كه چند روز پیش در یك روزنامه مدعی اصلاحطلبی به چاپ رسیده بود، نویسنده میان هنر شجریان و مواضع سیاسی او تمایز قایل شده بود و خواسته بود كه مسئولان این دو مقوله را با هم مخلوط نكنند! این در حالی است كه جناب شجریان این دو مقوله را آنچنان با هم مخلوط كرده كه اینك به هیچ عنوان نمیتوان میان آنها نقطه تمایزی قایل شد. مگر میشود صدای ربنای شجریان آن هم در لحظه افطار را شنید اما به یاد انتقاد او به پخش تصویر امام خمینی (ره) بر روی آهنگهایش نیفتاد؟ مگر میشود پس از یك روز روزهداری، در لحظه افطاری صدای شجریان را بشنوید اما یاد مواضع ضدانقلابی او شما را آزار ندهد؟
بر همین اساس با صراحت تمام میتوان اذعان كرد كه امروز افرادی خواستار پخش صدای ربنای شجریان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی هستند كه كمترین اعتقادی به نظام و انقلاب اسلامی ندارند چرا كه اگر كمترین دلبستگی به جمهوری اسلامی در هر فردی وجود داشته باشد بدون شك تحمل شنیدن صدای شجریان آن هم در لحظه افطار را ندارد و امیدواریم كه رسانه ملی، همچنان كه تاكنون این صدا را پخش نكرده همچنان بر این موضع خود استوار و پا برجا بماند.