نگاهی به رسانههای وابسته به طیف اصلاحات و بررسی سخنانی که اعضای این جناح سیاسی درباره مسائل روز و حوادث سال گذشته مطرح میکنند، از یک روند کلی حکایت میکند که بر وجود اختلافات شدید میان جریان اصولگرا و احزاب آن تأکید شده است. این موضوع شاخص اصلی اصلاحطلبان برای تحلیل وضعیت سیاسی کشور و پیشبینی آینده وضعیت جناح اصلاحات است. در این میان برخی از سایتهای اصولگرا نیز با دامن زدن بر اینگونه مطالب و اخبار، نسبت به آنچه «خطر شکاف در میان اصولگرایان» مینامند، هشدار میدهند و به همین بهانه، مطالب بعضاً تندی را نسبت به برخی مسئولین کشور مطرح میکنند. این موضوع اگرچه در ظاهر امر و با نگاهی گذرا به سخنان و مواضع اصولگرایان شاخص، امری واقعی به نظر میرسد اما بررسی دقیق و تحلیلی شرایط سیاسی کشور، روی دیگر این ماجرا را نمایان میکند.
اقدامات خارج از چارچوب و ساختارشکنانه سران جریان اصلاحات در سال گذشته و در جریان آشوبهای خیابانی، علاوه بر صدمات مالی و معنوی که به کشور و مردم وارد کرد و زمینهساز اتحاد نامبارک ضدانقلاب در برابر ملت بزرگ ایران شد، ماهیت واقعی این جریان که نام «اصلاحطلب» را بر خود نهاده بود نیز مشخص کرد. این جریان که با نام امام و انقلاب وارد عرصه سیاسی کشور شده بود و خود را دلسوز و داعیهدار آرمانهای انقلاب مینامید، با موضعی که سال گذشته اتخاذ کرد رسماً خط خود را از جریانات داخل نظام جدا کرد. همنوایی با دشمنان تابلودار و قسم خورده انقلاب اسلامی مسئلهای نبود که براحتی از مقابل دیدگان مردم عبور کند و توجهی به آن نشود. همین مسئله بود که باعث شد تا مردم از سران اصلاحات با عنوان «سران فتنه» یاد کنند و در راهپیمایی تاریخی 9 دی، خواستار برخورد قاطع دستگاه قضایی با این افراد شوند. این رویکرد ساختارشکنانه اصلاحطلبان که با عدم تمکین به رأی مردم همراه بود، زمینهساز خروج رسمی این جریان از چارچوب نظام و فعالیتهای داخل آن شد. در همین راستا بود که رهبر معظم انقلاب صریحاً اعلام کردند افرادی که حاضر به پذیرش رأی مردم نشدند و تلاش کردند تا یک حماسه تاریخی به نام انتخابات را به تلخکامی منتهی کنند، صلاحیت حضور در مناصب نظام را از دست دادهاند.
بر همین مبنا، از آنجایی که یک نظام سیاسی پویا برای ادامه حیات خود نیازمند حضور افکار و عقاید گوناگون با سلایق متفاوت است، بعد از خروج رسمی اصلاحات از چرخه حیات سیاسی ایران، اکنون اصولگرایان که تا دیروز رقیب اصلی خود را جریان فوق میدانستند، زمینه را برای آشکار کردن دقیقتر اندیشههای خود فراهم دیدهاند و در حال آمادهسازی شرایط برای یک رقابت شفاف و جدی هستند. در واقع این موضوع، نه اختلاف میان اصولگرایان، بلکه شکلگیری یک جبهه جدید سیاسی در کشور است. تشکیل دو قطب اصولگرایی و نواصولگرایی برای رقابت با یکدیگر یقیناً میتواند نشاط سیاسی ایران را که در انتخابات خرداد 88 به اوج خود رسیده بود، حفظ کند و زمینهساز پیشامدهای مبارک برای نظام باشد.
البته آنچه در این میان مهم جلوه میکند، تفاوت ماهوی دوقطبی جدید با دوقطبی اصلاحطلب – اصولگرا است. اگر جریان اصلاحات خود را وامدار افراد و گروههایی نظیر نهضت آزادی و جبهه ملی که دارای سابقه نامناسب انقلابی و اسلامی بودند، میدانست، در دوقطبی جدید هر دو طرف از خاستگاه انقلاب اسلامی برخاستهاند و داعیهدار نظری و عملی آرمانهای امام و انقلاب هستند. این مسئله، محاسن و معایب مختص به خود را دارد ولی آنچه در این میان مهم است، شکلگیری یک فضای جدید رقابت سیاسی در کشور است. در واقع خروج اصلاحطلبان از دایره نظام سبب شده تا رقابتهای سیاسی به داخل جریان اصولگرایی برسد؛ همان مسئلهای که اصلاحطلبان تلاش میکنند تا آن را «اختلاف درونی اصولگرایان» ارزیابی کنند.
با این حال، طرفین این دوقطبی جدید باید درنظر داشته باشند که صرف سابقه انقلابی و پایبندی به ولایت و آرمانهای انقلاب نمی تواند زمینهساز موفقیت افراد باشد؛ زیرا برخی از افرادی که از سوی مردم «سران فتنه» لقب گرفتند و از سوی آنان طرد شدند نیز زمانی انقلابی بودند و سینهچاک اسلام اما در جریان فتنه 88، عیار و معیار ولایت را نشناختند و خودخواسته از کشتی نظام خارج شدند.